ازبچگی عاشق ساعت قدیمی اتوماتیک بودم ، و درکنار میدان شهرما چندنفربودند که صندوقچه هایی داشتند حالت ویترینی داشت وداخلش تعدادزیادی ساعتهای اتوماتیک جدیدوقدیم دیده می شد،هرکدام یک قیمت بود، بیشترساعت های مدل سیکوپنج ژاپن را حجاج ازعربستان می اوردند و تعدادی هم دربازار داخلی فروخته می شد تقریبا تمام ساعتهای سیکوپنج که من دیده بودم دست دوم بودند اما بعضی ها خیلی تمیز بودند، خلاصه درهمان بچگی دل به دریا زده و ساعت زنگدار خراب پدرم رادریک مغازه ساعت سازی با یک ساعت مچی عوض کردم ، قدیمی،وکوکی بود چندروزکارکرد بعدخوابید بردم داخل بازار بایک ساعت وستن واچ کهنه عوض کردم ان هم کوکی بود وهرروز بایدکوک می شد وپولم به ساعت اتوماتیک نمی رسید، این ساعت هم بعدازچندروز ازکارافتاد بردم پیش طرف گفت اگه بیست تومن دیگه بدی این ساعت اتوماتیک سویسی را میدم بهت، یک ساعت طلایی صفحه بزرگ بود که ثانیه شمار نداشت،بیست تومن دادم وساعت رادستم کردم خیلی قلمبه بود،وتاریخ داشت اما اشتباه بود ، چندروز دستم بود ودقیق،کار می کرد هیچ کوک لازم نداشت خیلی جالب بود، یکروزاتفاقی یادگرفتم تاریخش رابا چرخاندن عقربه ها تنظیم کنم ،خیلی دوست داشتم ثانیه شمارداشته باشه اما فکرمی کردم مدلش اینجوریه تا یکروز که خواف بودم وساعت کامپیوتری خواهرم رابردم باطریش راعوض کنم ، ساعت سازگفت ساعتت ثانیه شمار میخوره و ۵تومن گرفت وثانیه شمار دست دوم گذاشت،انگاردنیارابرام داده بددند همیشه ثانیه شماررا نگاه می کردم وحرکت عقربه را دنبال می کردم، ساعتم عقربه های دقیقه وساعت شمارش شب نمای درشت بود وشبها حتی اعدادش هم بصورت خط دیده می شدند وصفحه ساعت می درخشید ،خیلی ازساعت راضی بودم ،وحدود هفت ماه آنراداشتم تااینکه یکروز دیدم صفحه ساعتم خیلی نو وشفاف شده دقت کردم دیدم شیشه یاطلقش افتاده خیلی ناراحت شدم ،رفتم پیش پیرمرد ساعت فروش گفت ۱۰۰ تومن خرج داره به مادرم گفتم قبول نکرد حتی گریه کردم فایده ای نداشت ناچارساعت را بایک ساعت کوارتز باطری خور عوض کردم وچندماه دستم بود یکروز داخل مدرسه بندش بازشد وافتاد وشیشه اش شکست ،چون پولی نداشتم باچسب براش طلق درست کردم اما ازکارافتاد، مدتی ساعت نداشتم وازآخریک ساعت کامپیوتری خریدم اماخیلی زود بندش پاره شد، بعدش یکروز ازداخل قوطی پول مادرم مقداری پول برداشتم وساعت کامپیوتری وپول رادادم ویکساعت کهنه اورینت اتوماتیک گرفتم که صفحه اش خیلی داغون بود، وخوابید بعدش آنراباساعت غواصی صفحه بزرگ عوض کردم ولی راضی نبودم ،هرکاری می کردم به ساعت سیکوپنج دست پیداکنم نمی شد بابا بزرگ پدری وعموهام همه سیکوپنج داشتند وهمیشه ساعتهای انها رانگاه می کردم ، خلاصه شاید بیش ازبیست ساعت دست بدست شد، تا اینکه اول دبیرستان ازیک نفرکه کارگر ساختمانی بود وساعت سیکوپنج خریده بود ساعت اورینت صفحه سفید کهنه اش رابه ۷۰۰ تومان خریدم وچهارسال دبیرستان دستم بود وخوب کار می کرد،دانشگاه که قبول شدم احساس کردم مدل ساعتم قدیمیه آنراداخل کمد گذاشته ویک ساعت اوماکس باطری خور طلایی نوخریدم که تا چندسال دستم بود، وکم کم از فکرساعت بیرون شده ومدتها بدون ساعت بودم ،تا اینکه چندسال پیش یک آقایی رادیدم که ساعت سیکوپنج دستش بود یکباره احساسم برگشت وفورا رفتم ساعت سازی و یک سیکو پنج دست دوم به ۸۰ هزارتومان خریدم ، اما دوروز بیشترکارنکردم بردم گفت باید درستش کنم ،امادوباره هم عقب می رفت خلاصه گذاشتم کنار وتقریبا حدودچهارده ساعت سیکوپنج خریدم اما ازهیچکدام راضی نبودم تا اینکه یکروز داخل سایت دیواردیدم یک ساعت سیکو خیلی قدیمی اما تمیز گذاشته ،فورا تاکسی گرفته وبه آدرس،رفتم جوانی روستایی بود گفت مال پدرخدابیامرزم هستش لازم ندارم ، هرکاری کردم تخفیف نداد و۴۰۰ هزارتومان گرفت فورابردم پیش دوست ساعت سازم پشتش راباز کرد وگفت عالیه اصلا تعمیرنشده ومقداری،روغن مخصوص زد وکمی هم رقاصک ش رابابنزین شست گفت چون مدت طولانی کارکرده لازم است اینکارا انجام بشه ، دستم کردم خوب کار می کرد والان بیش ازیکساله دستم هستش وهرچندروز چنددقیقه جلو میره که تنظیمش می کنم وباهاش کناراومدم اونم حیونکی کارمیکنه، صفحه اش سفیده و قابش تلویزیونی هستش خیلی مدلش کمیابه وقبل از برندسیکوپنج هستش وروش فقط سیکو نوشته است داخل اینترنت سرچ کردم ،دیدم تولیدش مال سال ۱۹۶۷ هستش یعنی واقعا قدیمیه الان تقریبا ۱۵ تا ساعت سیکوپنج درشکلهای مختلف دارم ولی هیچکدوم مثل این کارنمی کنند چند نفرو خصوصا یک کلکسیونر عاشقش شدند وخواستند بخرند اما من حاضربه فروش نشده وهمینطوری دستم هست وخیلی دوستش دارم .